منه بی پلاک - مطالب دل نوشته ها منه بی پلاک
منه بی پلاک
کلی مطلب جالب و طنز و مذهبی و مدح نوشته ...
دستانی که کمک میکنند مقدس تر از لب هایی هستند که فقط دعا میکنند .. بی پلاک یعنی .....
آموزش تعمیر تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
: : :
درباره ما
سلام دوست دارم کمکتون کنم ولی کمکی سالم و سودمند تا بتونم در خدمتم یادمون باشه کی بودیم والان همون قبلیه هستیم به عقاید هم احترام بگذاریم که نشانه کمال است.

مقام معظم رهبری:
همه انسانها می میرند ولی شـهیـدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری كردند ، وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد.
اشعار مداحی-مباحث فرهنگی و اجتماعی یا زهرا (س) یا علی (ع) یا حســـــین (ع) یــــا ابوالفضـــــــل (ع) اشعار مداحی-مباحث فرهنگی و اجتماعی
_____________________
فارس نژاد پرست نیست(مگه کوروش نژاد پرست بود؟).. رشتی بی غیرت نیست(مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟).لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟).ترک زبان عر عر نمی کنه(مگه شهریار عر عر می کرد؟)قزوینی همجنس باز نیست(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟)
بلکه اینان ستونهای ایرانند...بفرست اگه ایرانی هستی
یا علی

خادم سایت : بی پلاک

شهدا را یاد كنیم حتی با یك صلوات
لطفا پس از لینک کردن ما با نام
::: بهترینها و بهترین نوشته های بی پلاک :::
اطلاع دهید تا در لیست حامیان ما قرار بگیرید.

بــــار بگشــــایید اینجــــــا کربـــــلاست
آب و خاکـــــش با دل و جــــان آشنـاست
السّـــــــــــــلام ای ســـرزمین کـــربــــــلا
السّـــــــــــــلام ای مـــــنــزل و
مــــــأوای مـا
السّــــــــــلام ای وادی دلـــجــــوی عــــشــق

.....................................

انگیزه محبت زهـراست دین من
من دیـن خــویـش را به دو
دنیـا نـمـیـدهم
حدیث روز

امام صادق علیه السّلام:
امام خود را بشناس؛ که اگر امام خود راشناختی، زود یا دیر شدن این امر ( ظهور دولت اهل بیت ع ) به تو زیانی نمی‌زند!

الکلینی؛ الکافی، ج ۱، ص ۳۷۱

موضوعات مطالب
صفحات اضافی
دانلود ارسال اس ام اس رایگان با شماره دلخواه شما رایگان و کاملا فارسی
برخی از خصوصیات انسانهای موفق
اهمیّت فوق العاده صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله‏
سنگسار قانون اسلام، عطوفت اسلامی
راهکارهایی ساده اما کاربردی برای ترک خودارضایی
test
جستجوی محصولات ما
بزرگترین فروشگاه آموزشی ما
میلاد سه گل امام حسین (ع) - قمر بنی هاشم ابالفضل (ع) - امام سجاد (ع) شماره دو از محمود کریمی
میلاد سه گل امام حسین (ع) قمر بنی هاشم امام سجاد (ع)
سلام
آهنگ تولد برای شما
بازی هوشی نقطه بازی
.
.
چرا نام علی(ع) در قرآن نیامده است؟
شکلک های مخفی یاهو
حدیث روز
زیارت اماکن متبرکه آنلاین از اینترنت کربلا نجف اما حسین (ع) امام رضا (ع) مشهد مسجدالحرام مدینه مسجد کوفه حرم امام علی (ع)کاظمین حرم حضرت ابوالفضل (ع) حرم امام حسین (ع) امام جواد (ع) حرم عبدالعظیم حسنی (ع) مسجد سهله مکه بیپلاکم بی پلاکم bipelakam.mihanblo
متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه
علی جون دوستت دارم یادش بخیر ...
شکلک های مخفی یاهو قسمت دوم
nod 32 key nod32key کلید های نود 32
سایت و وبلاگ دوستان
بسم الله الرحمن الرحیم
مطالب زیبای متفرقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
تــــــــــكــــــــ ســــــــوار حــجـــــــــاز
روح الله داداشی || rouhallahdadashi -
عاشقانه ها
لینک باکس مذهبی تنها
.::بسم الله الرجمن الرحیم::.
کلام ما
صاحب الزمان (عج)
هنر سازان
آهای شما که دنبال دانلودین
لینک باکس مذهبی
تخصصی دانلود و تفریح
دفتــــــ♥ ــر خــــاطراتــــــ✿ـــ مــ(◕‿◕)ــ ـن ✖
اعتقادات دینی
«یک طلبه ی ماهشهری»
علم کشاورزی
Metal Island
hollywood--disney
2012
الکترونیک و کامپیوتر
مطالب كاربردی روز (ناصرطاهری ازمشهد)
دفتر خط خطی رضا
علم ومعرفت ( سرباز ولایت )
درجستجوی ناکجاآباد
۩ گل یا پوچ ۩
نباء عظیم
پایگاه فرهنگی النباء العظیم
ترنج (قرن اطلاعات)
من رو با نام نبردنهایی لینک کنید
تنهای تنها میشوم غم هم اگر ترکم کند
قرآن و عترت
شازده کوچولو
پایگاه تفریحی میهن سرگرمی
مُضحک
یه وبلاگ مزخرف
دل خوش سیـری
سارا شعر
ایلیا
IslamArchive
حرفــ ٍ دل یک عاشق
نـــــــــــــورانــــــــــــی
درس زندگی ....
گــیتــار شـــ کــ ـسته
آفــــــــتــــــابــــــــــ
حوصله ات سررفته؟!!!؟!؟ بیاتو..........
ایمیل صیغه ای
سامانه پاسخگویی پیام کوتاه ... مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ســـایــت والــدیــن
رســــالــت ظـــــهـــــــور
[ بهترین قالب های وبلاگ ]
[ :::بهترینها و بهترین نوشته ها::: ]
[ طراح قالب ]

تبادل لوگو

ارسال درخواست تبادل لوگو

برترین ها و برترین نوشته ها مدح نوشته های ما

محل لوگوی شما
پایگاه تفریحی میهن سرگرمی
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 1
بازدید ماه قبل : 1
بازدید کل : 218
آخرین بازید از وبلاگ :
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
جستجو در مطالب
جستجوی محصولات ما ارزان
رهگیری محصولات
استفاده از کد مداحی در وبلاگ شما

شما می‌توانید با قرار دادن کد زیر در قالب وبلاگتان نوای سایت را در وبلاگ خود داشته باشید.
این نوا در مناسبت‌های گوناگون و بدون نیاز به تغییر در کدها توسط صاحب وبلاگ، تغییر می‌نماید.
(فروشگاه محصولات(ارزان بخرید
موضوعات تصادفی
آرشیو مطالب
مشخصات قالب

روزی در ارایشگاه مردانه

دو نفر مشغول بحث درباره ی مسائل گوناگون بودند

سخن انها به دلیل وجود یک نوشته در روزنامه

 به بحث در مورد وجود خدا کشیده شد

ارایشگر گغت:میبینید خدا وجود ندارد 

اگر وجود داشت مردم در آفریقاگرستگی و تشنگی نمیکشیدند

مرد دیگر از این ناراحت شد

 به خاطر همین بحث بود بعد از مدتی از ارایگاه خارج شد

بیرون ارایشگاه یک گدای زولیده با موها وریشهای نامرتب  که بر روی زمین نشسته بود را دید

بلافاصله داخل ارایشگاه بژگشت و گفت:هیچ میدانید ارایشگرها وجود ندارند؟؟؟!!!

ارایشگر با تعجب گفت:چطور؟ من یک ارایشگرم واین جا هستم؟؟

 اما مرد پافشاری کرد و گفت:نه نه ارایشگر ها اگر وجود داشتند

  کسی که بیرون بود اینقدر ژولیده نبود

ارایشگر گفت:چه میگویی ؟

او تا بحال به من مراجعه نکرده به خاطر همین نامرتب و ژولیده است...

مرد دوباره گفت:

میبینی خدا هم وجود دارد فقط این ما هستیم که به او مراجعه نمیکنیم...

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز یکشنبه 6 فروردین 1391 | درج محبت شما ()

جمعه یعنی شوق یعنی انتظار

                                                            جمعه یعنی طاق ابروی نگار

جمعه یعنی یك غروب غصه دار

                                                          جمعه یعنی مهدی(عج)چشم انتظار

                                 اللهم عجل لولیك الفرج

جهت خشنودی قلب نازنین و تعجیل در فرج صلواتی هدیه بفرمایید .

                              

                               اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

  ادامه دوبیتی ها در ادامه مطلب

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز پنجشنبه 25 اسفند 1390 | درج محبت شما ()
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد . به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :”متشکرم ” .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :”قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم”
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود:

” تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نمی‌دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ….


ای کاش این کار رو کرده بودم !!!
                                                                                      
منبع:www.asheghanehmot.mihanblog.com
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , داستان ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز سه شنبه 23 اسفند 1390 | درج محبت شما ()

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود».
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

منبع:www.asheghanehmot.mihanblog.com

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , داستان ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز سه شنبه 23 اسفند 1390 | درج محبت شما ()

هم فصل نامساعدپاییز بگذرد   

                                                     هم موسم بهار طرب خیز میگذرد

گرناملایمی به تو رو آورد بساز

                                                    دل را مساز رنجه كه این نیز بگذرد

                       

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز سه شنبه 23 اسفند 1390 | درج محبت شما ()
کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آنها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابقتان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید. با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.

1. بیش از حد مهربان نباشید
نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.

2. او را مجبور نکنید
نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید! شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.

3. التماس نکنید

خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ "خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم..." به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض اینکه یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند.

4. مرتب هدیه نخرید

تا به حال شنیده اید: "عشق من را نمی توانی بخری!" شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفرآور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید.

5. هر ۵ دقیقه یکبار نگویید "دوستت دارم"
افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، اینکه بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برایتان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با "دوستت دارم" ها چندان کار رمانتیکی نیست. احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرفتان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید.

6. تفاوت های جنسی را فراموش نکنید
خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید. مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند. در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است. این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید.

7. همه قدرت را به او ندهید
طوری رفتار نکنید که اگر طرفتان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرفتان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.

8. در دام ظاهر و پول نیفتید
فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. اینها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: "فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشقتان اقدام کنید.

9. اشتباه نشانه ها را درک نکنید
وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید.

10. کمک بگیرید!
خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد. در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه ای انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرفتان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.

 

 

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : پندها و نصایح , دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز یکشنبه 21 اسفند 1390 | درج محبت شما ()

 

نشانه های قحطی در ایران !!!



اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،
اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها

شامپوی موجود،

 شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.



تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم

و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش

 كه رایحه سیب داشت

 گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد

 و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها

دلخوشی كودكی بود.



صف های طولانی در نیمه شب سرد

 زمستان برای 20 لیتر نفت،

بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون

 در محله ها توزیع می شد،

خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز

 در نیمه های شب.
روغن، برنج و پودر لباسشویی

جیره بندی بود،
نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را

 برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت

 و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.



همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد!
یادم هست با تمام فشارها وقتی

 وانت ارتشی

 برای جمع آوری كمك های مردمی

 وارد كوچه می شد
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از

 تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند،

 لبخند بود، مهربانی بود،

 خب درد هم بود.
امروز اما فروشگاه های مملو از

اجناس لوكس خارجی

 در هر محله و گوشه كناری

 به چشم می خورند

و هرچه بخواهید و نخواهید

در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته

 تا صابون و شامپوی خارجی

، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت،

داروهای لاغری تا

صندلی های ماساژور،

 نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا

، رینگ اسپرت تا...
و حال با تن های فربه، تكیه زده

بر صندلی های

 نرم اتومبیل های گرانقیمت

 از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده

 به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!

مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل،

پُز دادن و له كردن دیگران

سیری ناپذیر شده است ...
ورشكسته شدن انتشارت، ب

ی سوادی دانشجوهامان،

 بی سوادی استادها،

عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر،

تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...
برایمان مهم نیست ولی

 از گران شدن ادكلن مورد

 علاقه مان سخت نگرانیم! ...
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها لبخند

 جایش را به پرخاش داده

و مهربانی به خشم.

فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم

كه یكى مخالف نظر ماست

 اونوقت چنان نابودش می كنیم

 كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است،

 به فكر تن خویش!
قحطی امروز قحطی انسانیت است؛
قحطى اخلاق است؛
قحطی همدلی؛
قحطى رأفت؛
قحطی عشق؛
که ما ایرانیان در این روزگاران

 آن را به وضوح لمسش می کنیم ..

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز چهارشنبه 10 اسفند 1390 | درج محبت شما ()
راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم.
 
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟
 
 
 
یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می‌خری؟
حاضری برای بوکردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام‌رخ ماه قیمتش چنده؟
 
 
 
ولی اینم می‌دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به گل‌های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته‌هاش ازت پول نمی‌گیرن!
 
 
 
چرا وقتی رعدوبرق میاد تو زیر درخت فرار می‌کنی؟
می‌ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می‌خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت‌ها یادمون میره چرا بارون می‌یاد!
 
 
 
این‌جوری فقط می‌خواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می‌کنه که اه چه بی‌موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم‌ساعت قدم‌زدن زیر نم‌نم بارون لک می‌زنه.
 
 
 
هیچ‌وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می‌کنن؟
 
او‌ن‌قدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی‌مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ‌وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره‌ذره وجودشو انرژی می‌کنه و به موجودات زمین می‌بخشه؟!
 
ماهانه می‌گیره یا قراردادی کار می‌کنه؟
 
 
 
برای ساختن یه رنگی‌کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می‌شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می‌گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی‌یاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی‌کنیم؟
 
 
 
تا حالا شده به‌خاطر اینکه زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ‌ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.
 
قیمت بلیتش هم دل تومنه!
 
 
 
خودتو به آب و آتیش می‌زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می‌تونی قشنگ‌ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل‌های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه‌تنها رنگشون پاک نمی‌شه، بلکه پررنگ‌تر هم میشن
 
لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می‌کنه و می‌بره.
 
 
 
تو که قیمت همه چیز و با پول می‌سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی:
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی‌عیب چقدر می‌ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟
 
 
 
خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال‌ها مثل اینکه شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...
 
 
 
اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی‌هایی رو که داری ازت بگیرن زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می‌گیری؟
چی خیال کردی؟
 
پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!
 
 
 
اینا همه لطفه، همه نعمته که جنا‌ب‌عالی به‌حساب حق و حقوق خودت می‌ذاری
تا اونجاکه اگه صاحبش بخواد می‌تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...
 
 
 
اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه‌مون با خدا پول بدیم؟
 
یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی‌منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم اون وقت می‌فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی می‌کنی!
 
 
 
 
 
قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
 
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو
این مطلب رو برای ده نفر که لیاقتش رو دارن بفرست
اگه ده نفر پیدا نکردی در خودت تجدید نظر کن
 
 
 
 
مهربانی یعنی فرستادن یک نامه به یک دوست
 
 
 
 
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز پنجشنبه 4 اسفند 1390 | درج محبت شما ()

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!!

 

شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم

 

 

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی

 

 

شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک) رو با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده اش

 

 

شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه

 

 

شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه

 

 

شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم

 

 

 

شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

 

 

 

شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…

 

 

 

شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد

 

 

 

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

 

 

 

شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …

 

 

 

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن 

 

 

 

شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!

 

 

 

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن

 

شما یادتون نمیاد: “به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند.” این مقدمه همه انشاهامون بود

 

 

 

شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف
نیست مستقیم برید سر کلاس

 

 

 

شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

 

 

 

شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز چهارشنبه 3 اسفند 1390 | درج محبت شما ()

شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

 

شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

 

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون

 

شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم !

 

شما یادتون نمیاد؛ علامتی که هم اکنون میشنوید، اعلام وضعیت قرمز است
و معنا و مفهوم آن اینست که حمله هوایی انجام خواهد شد!
محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید

 

شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

 

شما یادتون نمیاد؛ ستاره آی ستاره، پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟
دیدمش از اونجا رفت، اون بالا بالاها رفت، بالا پیش خدا رفت
خدا که مهربونه، پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من، که شاد نباشه دشمن

 

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون، حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی نشان در روز چهارشنبه 3 اسفند 1390 | درج محبت شما ()
سلام امشب حدود نیم ساعته پیش که هنوزم اشکام رو چشامه یکی به نام عمرانی زنگ زد گفت
فردا پولو نمیخام خدا واقعا دوست دارممممممممممممممممممممممممممممم
ممنون نفسم عشقم خدای خوبم

خدا نوکرتم سعی میکنم حق الناس نکنم


خدا تنهایی منو خدا بی پلاک منه بی پلاک bipelakam.mihanblog.com


 من عاشق حضرت ابوالفضل ا م

عمو عباس بی تو دستام جونی نداره
از دو چشمام پولکای گریه میباره
عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره ه ه ه ه
عمو عبـــــاس بی تو بــابـــا تنها میمیره

عمو عبـــــاآآآآآس زانوهامو بقل میگیرم
عمو عباس بیا تا من برات بمیرم م م م م

چه سخته آدم با خونواده خودشم غریب بشه
دل شکسته آی حال داره هی بسوزونینش
صفا کنید ما ایستادیم فعلا ....



ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : عمو عباس ,  حمید عمرانی , 
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی پلاک در روز شنبه 29 بهمن 1390 | درج محبت شما ()
سلام آهنگ وبلاگم بهم آرامش میده به شما چی ؟
دوس ندارید براتون آهنگ بسازم با آهنگ درخواستیتون و توی وبلاگتون بذارید ؟
نظر ...
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : آهنگ , 
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی پلاک در روز پنجشنبه 20 بهمن 1390 | درج محبت شما ()
حرمت عشق ؛ گرامی تر از آن است که من؛سخن از عشق بگویم اما ؛ عشق رازی است میان تو و من ؛ که فقط معنی این راز خدا می داند.
منه بی پلاک عشق گل رز دسته گل عقش آرزو جونم دوستت دارم از طرف علی




ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌

عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌
عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی
عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : شعر و سروده ها , دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : چیزی به نام عشق ,  عشق ,  عـــشـــــــــــتق ,  عــــــــــــشـــــــــــــق , 
آموزش تعمیرات تخصصی كامپیوتر و لپ تاپ معادل 18 سی دی فارسی
نرم افزار طراحی چهره اداره پلیس فقط 3750 !!!
دست نوشته ای از بی پلاک در روز یکشنبه 9 بهمن 1390 | درج محبت شما ()
تمام صفحات سایت بی پلاک مربوط به این بخش
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | «تعداد صفحات بخش 5
عناوین آخرین مطالب ارسالی