تبلیغات
بی پلاکم - مطالب آذر 1394 بی پلاکم
بی پلاکم
کلی مطلب جالب و طنز و مذهبی و مدح نوشته ...
نمیدانم
: : :
درباره ما

در حال توسعه
مقام معظم رهبری:
همه انسانها می میرند ولی شـهیـدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری كردند ، وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد.
اشعار مداحی-مباحث فرهنگی و اجتماعی یا زهرا (س) یا علی (ع) یا حســـــین (ع) یــــا ابوالفضـــــــل (ع) اشعار مداحی-مباحث فرهنگی و اجتماعی
_____________________
فارس نژاد پرست نیست(مگه کوروش نژاد پرست بود؟).. رشتی بی غیرت نیست(مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟).لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟).ترک زبان عر عر نمی کنه(مگه شهریار عر عر می کرد؟)قزوینی همجنس باز نیست(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟)
بلکه اینان ستونهای ایرانند...بفرست اگه ایرانی هستی
یا علی

خادم سایت : بی پلاک

شهدا را یاد كنیم حتی با یك صلوات
لطفا پس از لینک کردن ما با نام
::: بهترینها و بهترین نوشته های بی پلاک :::
اطلاع دهید تا در لیست حامیان ما قرار بگیرید.

بــــار بگشــــایید اینجــــــا کربـــــلاست
آب و خاکـــــش با دل و جــــان آشنـاست
السّـــــــــــــلام ای ســـرزمین کـــربــــــلا
السّـــــــــــــلام ای مـــــنــزل و
مــــــأوای مـا
السّــــــــــلام ای وادی دلـــجــــوی عــــشــق

.....................................

انگیزه محبت زهـراست دین من
من دیـن خــویـش را به دو
دنیـا نـمـیـدهم
حدیث روز

امام صادق علیه السّلام:
امام خود را بشناس؛ که اگر امام خود راشناختی، زود یا دیر شدن این امر ( ظهور دولت اهل بیت ع ) به تو زیانی نمی‌زند!

الکلینی؛ الکافی، ج ۱، ص ۳۷۱

موضوعات مطالب
صفحات اضافی
نظرسنجی
نظرتون راجع به وبلاگ چیه؟




سایت و وبلاگ دوستان
しѺ√乇❀✘₪غریبی های یک دختر..✘₪இ ❀しѺ√乇
زمزمه دریا
متن کوتاه عاشقانه
میثاق با ولایت
تنها
""یا صاحب الزّمان (عج)""
سایت میثم ابراهیمی
آموزشگاه زبان پردیس
من وخــــــــــــــــــدا
آرامش
ღ❤*•. LOVE ღ♥ღ❤
در هم بر هم
یکی بود،یکی نبود..
باصفاترین
تجربه های آموزشی قرآنی
سیـــــــلی ســــــــرخ
رمئو/نماد عاشق/تنها
☜ღعاشقانه های حسودمღ ☞
اس ام اس و عکس جدید
نوشته هایی از جنس احساس
خلوتگاه عاشقانه
تفریحی
** طــلـــبــــه گـــــرجــــــی **
♥ تنهــــــــــــــــا♥
ذهن مریض من
بهترین سایت های ایران زمین
استامینوفن
بو علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
مهراوه
صراط حضرت محمد(ص)
کلبه تنهایی ها
بنده ای از جنس باران
دختر خندون
خدا بی انتهاست
رهروان ولایت (مشتری همیشگی)
وبلاگ امام حسین(ع)
نوحه سنتر
یگانه
✘ در بند اما آزاد ✘
بهار آرزو
♥♥ دنیای زیبایی ها ♥♥
ღ♥نــمــ نــــمــکـــــ بــــآرآنــــــــღ♥
وطن
عمادی
طبح ظهور نزدیک است
وبلاگ پژوهشی ، قرآنی عماد
ایران نقش
رویای زیبا
**قوس و قزح**
حرف های شنیدنی
کانون فرهنگی شهید احمد مهویدی مسجد امام جواد (ع) شهرستان گناباد
قرآن درس زندگی
حبیب متخلص به مهدی غریبی
Biiist!!!
گروه اینترنتی فاطمیون
بسم الله الرحمن الرحیم
تــــــــــكــــــــ ســــــــوار حــجـــــــــاز
روح الله داداشی || rouhallahdadashi -
لینک باکس مذهبی تنها
.::بسم الله الرجمن الرحیم::.
صاحب الزمان (عج)
لینک باکس مذهبی
تخصصی دانلود و تفریح
دفتــــــ♥ ــر خــــاطراتــــــ✿ـــ مــ(◕‿◕)ــ ـن ✖
اعتقادات دینی
«یک طلبه ی ماهشهری»
علم کشاورزی
Metal Island
hollywood--disney
2012
الکترونیک و کامپیوتر
مطالب كاربردی روز (ناصرطاهری ازمشهد)
دفتر خط خطی رضا
علم ومعرفت ( سرباز ولایت )
درجستجوی ناکجاآباد
۩ گل یا پوچ ۩
نباء عظیم
پایگاه فرهنگی النباء العظیم
ترنج (قرن اطلاعات)
من رو با نام نبردنهایی لینک کنید
قرآن و عترت
مُضحک
یه وبلاگ مزخرف
دل خوش سیـری
سارا شعر
حرفــ ٍ دل یک عاشق
سامانه پاسخگویی پیام کوتاه ... مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ســـایــت والــدیــن
رســــالــت ظـــــهـــــــور
سفارش طراحی مذهبی
خدا معبود من
یاس نیلوفری
سلام علی آل یاسین
نکاتی درباره دکتر شریعتی
من عاشـــــــق پاستیـــــــــلم
ز ف
ارشد ریاضی-دانلود کتاب-رازی کرمانشاه-87
[ بهترین قالب های وبلاگ ]
[ :::بهترینها و بهترین نوشته ها::: ]
[ طراح قالب ]

تبادل لوگو

ارسال درخواست تبادل لوگو

برترین ها و برترین نوشته ها مدح نوشته های ما

محل لوگوی شما
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 4
بازدید ماه قبل : 23
بازدید کل : 218
آخرین بازید از وبلاگ :
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه

اس ام اس تبریک ولادت حضرت مهدی (عج)

 

الـلـهـم عـجــــل لـولـیـکـــــــــــــــ الـفــــــرج ..

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : الـلـهـم عـجــــل لـولـیـکـــــــــــــــ الـفــــــرج , 
دست نوشته ای از بی پلاک در روز دوشنبه 30 آذر 1394 | درج محبت شما ()
سلام دوستان خوبم درسته طولانی هست ولی بخونید زیباست

منتظر حضور گرم شما دوستان هستم




راز داستان حضرت یوسف که احسن القصص است،

عشق زلیخا به یوسف نیست.

عاشقی که معشوق خود را با اتهام به زندان می اندازد!


راز داستان حضرت یوسف،زندان رفتن و به قعر چاه افتادن او نیست.

کم یوسف ها به زندان و چاه نیفتادند.

کم تکه تکه نشدند.یوسف که به پادشاهی هم رسید!


راز داستان یوسف،زیبایی او نبود.زیباتر از او در تاریخ فراوانند.


راز داستان یوسف،گناه نکردن او و پاکدامنی اش نیست.

گناه نکردن در این صحنه ها بسیار است در طول تاریخ.


راز داستان یوسف این است...

یعقوب که امام یوسف بود،آنقدر به خاطر پاکی مأمومش عاشق او بود

که در فراقش چنان گریست تا نابینا شد.


و وقتی پیراهنش را به او دادند،یعقوب که بزرگتر یوسف بود،

از فرط عشق به او،بینا شد...

باور می کنید شما می توانید معشوق حضرت ولی عصر بشوید...؟

آقا صبح به عشق شما چشم باز کند؟


اگر کسالت پیدا کنید،نگرانتان شود؟

می دانید می توانید به اینجا برسید...؟؟؟
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , دوستان , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز دوشنبه 30 آذر 1394 | درج محبت شما ()
منه بی پلاک شرمنده مهدی (عج)
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , عکس و بدون شرح , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز یکشنبه 29 آذر 1394 | درج محبت شما ()

با سلام و تسلیت بابت شهادت این امام عزیز امام حسن عسکری (ع)


حضرت امام حسن عسکری  (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود .

صورت و سیرت امام حسن عسکری  (ع )
امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سیاه کمانی ، چشمانی  درشت و پیشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسیار سفید بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد .

دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسیم می گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید . زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند . وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند ، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید . عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید . پیوسته می گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام ، وی  زاهدترین و داناترین مردم روزگار است . پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود ، دستگاه خلافت عباسی  برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص ) و جریانهای شیعی  بودند ، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت " . " نیز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی  احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی  در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری  واداشته بود . این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی  ، این همه سختی را تحمل می کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمی کرد " . اینکه گفتیم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی  دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی  خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع ) نزدیک بود ، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند ، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی  شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جای گذاشت . در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی  را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی  ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید . در قدرت علمی  امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد .

شهادت امام حسن عسکری  (ع )
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای  آن می کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار می شد . حتی قابله هایی  را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی  کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد . بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در میان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند .

ماجرای جانشین بر حق امام عسکری
ابوالادیان می گوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) می کردم . نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی  شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالادیان به امام عرض می کند : ای سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روی  دهد ، امامت با کیست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالادیان می گوید : دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالادیان می گوید : باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم . امام می گوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست . ابوالادیان می گوید : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری  بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری  را دیدم که نشسته ، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند . من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم . اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ایستاد ، طفلی گندمگون و پیچیده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ایستاد . سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی  امام علی النقی علیه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسید : این کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام . در این موقع ، عده ای  از شیعیان از شهر قم رسیدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب می خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هایی  است از فلان و فلان و همیانی ( کیسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید . رفتند و از کودک اثری نیافتند . ناچار " صیقل " کنیز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است . ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز شنبه 28 آذر 1394 | درج محبت شما ()
یه سوالی هست بدجور ذهن منو مشغول کرده ،

 منفی جمله ی “من دارم میرم” چی میشه ؟

من دارم نمیرم !

من ندارم میرم !

نه من دارم میرم !!!

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : طنز و چیستان , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز چهارشنبه 25 آذر 1394 | درج محبت شما ()
علی(علیه‌السلام) می فرمایند:
« مَن كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ وَ مَن كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَیاؤُهُ وَ مَن قَلَّ حَیاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَن قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلْبُهُ وَ مَن ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّارَ »

« هر كسی كه سخنش افزایش یافت، اشتباهات او نیز فزونی خواهد یافت

و هر كس خطایش افزایش یافت، حیایش كم می‌گردد

و هركس حیایش كم شد، تقوایش كم می‌شود

و كسی كه تقوایش كم شود، دلش می‌میرد

و هر كس قلبش مرد، به دوزخ وارد خواهد شد.»



نهج البلاغه، حكمت 349

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز سه شنبه 24 آذر 1394 | درج محبت شما ()
شاید آن روز که سهراب نوشت

تا شقایق هست زندگی باید کرد،

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینطور نوشت

هر گلی هم باشی

چه شقایق، چه گل پیچک و یاس

زندگی اجباری ست...!
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز سه شنبه 24 آذر 1394 | درج محبت شما ()
تصاویر شادباش حلول ربیع الاول:عکسهای لایک خور ربیع الاول
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز یکشنبه 22 آذر 1394 | درج محبت شما ()

هشت

اخبار امام رضا(ع) از حضرت خضر

تا ملائک همه پر را حرکت می دادند                         دور تو، قرص قمر را حرکت می دادند

به طواف تو زمین بار دگر می چرخد                          چون که خُدام تو در را، حرکت می دادند

پرچم و گنبد و گلدسته برای زوّار                              به خوش آمد، همه سر را حرکت می دادند

صبح خدّام تو بودند که با جاروشان                          از کف صحن، سحر را حرکت می دادند

مقصد اصلی شان پنجره فولاد تو بود                        کودکانی که پدر را حرکت می دادند

نوبت عصر شفایت به سرِ شانه ی صحن                  دست ها، چند نفر را حرکت می دادند

***

نمره ی صندلی ام باز درآمد، هشت است                 ساعت رفتن من نیز به مشهد، هشت است

همه جا مضربی از هشت و، به تختِ اعداد                آن که امروز نشسته است به مَسند، هشت است

بین ما مردم ایران، نود و نه درصد                             عدد حاجتمان پنج نباشد، هشت است

کربلایی است دلم در وسط مشهد تو                       کسر بر نُه شود هفتاد و دو درصد، هشت است

علی و فاطمه را هشت عدد حرف، بس است            حاصل ضرب دو تا اسم محمّد، هشت است

عدد چهار همان پرچم سبز حرمت                           یازده شکل دو گلدسته و گنبد، هشت است

هفتِ بی تاب ترینت، لبِ پائین من است                  گر به رویش لب بالایی مرقد، هشت است

هشتمین بیت رسیده است که تأکید کنم                 بهترین ساعت پرواز به مشهد، هشت است



پیامک شهادت امام رضا(علیه السلام)

امام رضا

بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

*******

امروز که سر بر حرمت می آیم

انگار تمام عشق کامل شده است

ای ضامن آهو ! به غریبی سوگند

دل کندن از این ضریح مشکل شده است

*******

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

*******

 

سلام بر تو ای خورشید تابان خراسان که تمام انگورها، مرثیه خوان واپسین لحظات توانَد.

*******

 

ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم.

*********

 

سلام بر سلطان خراسان؛ او که غبار قدمگاهش، سرمه دیدگان ماست.

السلام ای حضرت سلطان عشق

یا علی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهر عاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

شمع جمع شاپرکهایی رضا

ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی

ای رضا جان، ضامن آهو تویی

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا

تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

با نام رضا به سینه ها گل بزنید

، با اشك به بارگاه او پل بزنید،

فرمود كه هر زمان گرفتار شدید

بردامن ما دست توسل بزنید

ساقی امشب راحت جان می دهد

هر چه خواهی از کرم آن میدهد

گردش چرخ فلک بر کام ماست

حاجتت شاه خراسان می دهد

هر کی دلش اسیره سلطان عالمینه

کوی امام هشتم شیش گوشه ی حسینه

گل رنگ و بوی خود را زان بی قرینه دارد

شهر رضا صفای شهر مدینه دارد

بیــــا ای دوست ما را مفتخر کن

 

 

رهت دور است آن را مختصر کن

 

***

 

 پیامبر(ص):«پاره ای از تن من در خراسان دفن خواهد شد، هر مومنی او را زیارت کند خداوند عزوجل بهشت را بر او واجب می کند.» شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

*******

« اگاه باشید که مرا به ظلم با زهر خواهند کشت و در سرزمین غربت دفن خواهند کرد.» شهادت غریب الغربا امام رضا (ع) تسلیت باد

*******

 

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج

شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج

بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز

تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

*******

 

السلام علیک یا امام الرئوف!

سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.

امروز، سلام اشکبار ما با سوختن «اباصلت» همراه شده است.

 

*******

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

*******

 

سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های طوس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.

*******

 

حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم

هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم

منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو

نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم

شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

*******

 

امام رضا(ع):

مؤمن کسی است که چون نیکی کند مسرور می شود

و چون بدی کند، استغفار می کند

 

*******

ای پسر فاطمه، نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا رضا

آینه ی قبله نما یا رضا

******

 

هر کس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود،

در روزی که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد

********

 

امام رضا علیه السلام فرمودند :

 مؤمن ، مؤمن واقعی نیست ، مگر آن که سه خصلت در اوباشد :

سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش . اما سنت پروردگارش پوشاندن راز خود است ، اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتاری با مردم است ، اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است .

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز شنبه 21 آذر 1394 | درج محبت شما ()
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/575/1723006/ccklo4178.jpg

سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه مى گرییم.

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟

رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد


اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!

یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.

یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.

سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زائر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!

ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد.

ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید.

ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.
چگونه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟

شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، تسلیت باد.

اى کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزایت ، دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم.

رحلت جانگداز پیامبراکرم صلی الله علیه و آله یکی از اندوه بارترین حوادث تاریخ اسلام به شمار می رود؛ چنان که حضرت علی علیه السلام پس از غسل و کفن بدن پاک آن فرستاده خدا، کفن را از صورتش کنار زد و با قلبی شکسته و اندوهگین، او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «پدر و مادرم به فدایت! با رحلت تو، رشته نبوّت و وحی الهی و اخبار آسمان ها منقطع گردید. اگر ما را به شکیبایی در برابر ناگواری ها دعوت نفرموده بودی، چنان در فراق تو اشک می ریختم که چشمه های اشک چشمانم را خشک می گردانیدم، حزن و اندوه ما در این مصیبت، همیشگی است، اگرچه این مقدار از حزن و اندوه در مصیبت فقدان تو بسیار ناچیز است؛ اما چاره ای جز این نیست. پدر و مادرم به فدایت! ما را در سرای دیگر به یاد آور و در خاطر خود نگاه دار.»

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

منبع:
سایت راسخون
سایت آوینی
سایت حوزه
q-nategh.mihanblog.com
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز چهارشنبه 18 آذر 1394 | درج محبت شما ()
سلام امروز با این سایت در خدمتتون هستیم سر بزنید لذت ببرید
بایت گیت

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : خدمات ما به شما (آموزش ها) , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز سه شنبه 17 آذر 1394 | درج محبت شما ()
یک اعتراف قشنگ!
من عآشق شده اَم رفت!
اسم ایشون عَلی هست ولی دیگرآن رضآ صدآشون می کنند
توی مشهد زندگی می کنه
نمی دونید که چه خونه ای داره!
تآ هزآرتا ادم میتونند تو محوطه ی خُونش بآشَند
اینقدر این مَرد مَحبوب هست که همیشه کُلی مهمون داره...
همه ی درهای خونشون از طلآست
کلی خدمتگُزار دارند به علآوه ی کلی حیآط
در اُتآق اَصلی یِک جآیگاه از طلآ و نُقره دآرند
روی دیوآر این اُتآق یک عآلمه عتیقه و وسایل قیمتی هَست که به ایشون هدیه دآدَند
میگن یک اَنگشتر عَقیق داره روی دَستش!
هَروَقت میرم اونجا بهم لَبخند می زنه ، اینو اِحسآس می کُنم
موهآی نَرم و مشکیش تآ سَر شونه هآش میرِسه
وَلی هروَقت رفتم فَقَط نگآهش می کُنم و چیزی نمیگَم.
یک شمآره دارم از ایشون، بهش زَنگ بزنید
اینم شمآره:
05132003334
یکبار زنگ زدم ولی هیچی نگفتم...و به هیآهویی که از گوشی شنیده میشد گوش دادم.
.
.
.
نُکته رو گرفتی کهـ دآرم کی رو میگَم؟
✿اَلسلامُ علیکَ یا ضآمِن آهو✿
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز سه شنبه 17 آذر 1394 | درج محبت شما ()
بادلخوری به خداگفتم  ............
درب ارزوهایم راقفل کردی ............
کلیدراهم پیش خودت نگه داشتی...........
لبخندی زدوجواب داد............
 .
.
.
.
.
.
.
.
..
همه عشقم این است به هوای این کلیدهم که شده.......
گاهی............
به من سرمیزنی.........

http://fapatogh.com/wp-content/uploads/2013/05/%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88.jpg
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

دست نوشته ای از بی پلاک در روز سه شنبه 17 آذر 1394 | درج محبت شما ()

شرکت مایکروسافت که با ارایه دو محصول جدید Windows 7 و Windows Server 2008 تلاش فراوانی داشت تا سرانجام به همه شایعاتی که در خصوص امنیت ویندوزهایش مطرح می شود، پایان دهد، هیچگاه تصور نمی کرد که تنها با گذشت چند ماه از ارایه آخرین دستاوردهایش، مثل همیشه با مشکلات امنیتی متعددی دست به گریبان باشد.

رخنه ها و مسایل امنیتی، انگار بخشی جدایی ناپذیر از محصولات این شرکت شده اند و همچون غولی شکست ناپذیر، در برابر عظمت آن قد برافراشته اند. برای اثبات این ادعا، کافی است که مراحل زیر را اجرا کرده و فقط در چند مرحله، با گذشتن از کلمه عبور ویندوز، حتی به بازیابی دوباره آن اقدام نمایید:

ابتدا DVD ویندوز ۷ را در داخل درایو کامپیوتر قرار داده و با restart نمودن سیستم، آن را از روی DVD  راه اندازی کنید. پس از بالا آمدن صفحه نصب ویندوز، دکمه Next را زده و در پنجره بعدی، گزینه Repair your computer را انتخاب نمایید.

سپس در پنجره باز شده، پس از انتخاب سیستم عامل، دکمه Next را زده و در صفحه بعدی، بر روی گزینه Command Prompt کلیک کنید.

 

پس از اجرا شدن برنامه cmd، باید از فایلی که قرار است برای ورود به ویندوز دستکاری شود، در محل دیگری نسخه پشتیبان بگیرید. برای انجام این کار، دستور زیر را تایپ کنید:

copy c:\windows\system32\sethc.exe c

 

حالا فقط کافی است که فایل اجرایی cmd را کپی کنید. برای این کار، از دستور زیر استفاده نمایید:

copy c:\windows\system32\cmd.exe c:\windows\system32\sethc.exe

 

آنگاه، برنامه cmd را بسته، دکمه Restart را از پنجره جاری، انتخاب نموده و اجازه دهید تا به صورت عادی، ویندوز بارگذاری شود. هنگامی که صفحه خوش آمد گویی و در خواست کلمه عبور را مشاهده کردید، دکمه Shift صفحه کلید را ۵ مرتبه بفشارید تا پنجره command prompt در حالت مدیر سیستم، نمایش داده شود.

هم اکنون، زمان تغییر کلمه عبور ویندوز است. بنابراین، دستور زیر را تایپ کنید:

net user administrator NewPassword

 

توجه داشته باشید که به جای کلمه administrator، باید نام کاربری ویندوز و به جای NewPassword، رمز عبور جدیدی که می خواهید جایگزین پسورد فعلی شود را تایپ نمایید.

سپس برنامه cmd را بسته و با کلمه عبور جدیدی که داده اید، وارد ویندوز شوید. به همین راحتی!

در آخر هم باید فایل اصلی sethc.exe را که از آن نسخه پشتیبان گرفته اید، جایگزین فایل فعلی نمایید. برای انجام این کار، دوباره سیستم را از روی DVD ویندوز راه اندازی کرده و زمانی که بعد از قسمت Repair your computer پنجره cmd نمایش داده شد، دستور زیر را برای جایگزینی آن تایپ کنید:

copy c:\sethc.exe c:\windows\system32\sethc.exe

در نهایت، برای اعمال تغییرات، لازم است که سیستم دوباره راه اندازی شود.

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : خدمات ما به شما (آموزش ها) , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز سه شنبه 17 آذر 1394 | درج محبت شما ()
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : عکس و بدون شرح , مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز دوشنبه 16 آذر 1394 | درج محبت شما ()
گاهی آنقدر غرق گناه دیگران هستیم که فراموش میکنیم قاضی خداست
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : دل نوشته ها , مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز یکشنبه 15 آذر 1394 | درج محبت شما ()

من یک گرگ هستم! 

من یک گرگ هستم!

 حضرت یعقوب (ع) دوازده پسر داشت. اسم یکی از این پسرها یوسف بود. او نُه سال داشت و برادرش بنیامین هفت ساله بود. آن دو از برادرهای دیگر کوچک تر بودند. پدر به یوسف علاقه زیادی داشت، اما برادرها به او حسادت می کردند.

من یک گرگ هستم!یک روز آن ده برادر با هم نقشه کشیدند تا یوسف را بُکشند.  پس پیش پدر رفتند و با اصرار زیاد از او اجازه گرفتند یوسف را همراه گله، به صحرا ببرند. حضرت یعقوب (ع) قبول کرد و از آن ها خواست که مواظب او باشند.
 
برادران وقتی همراه یوسف به صحرا رسیدند، به همدیگر گفتند: « بهتر است او را نکشیم و توی یک چاه بیندازیم تا کاروانی از راه برسد و او را با خود به یک سرزمین دور ببرد. »
 

درست است که من یک گرگ هستم، اما از کار آن ها خیلی عصبانی ام. چرا که آن ها پیراهن یوسف را با خون یک گوسفند، رنگین کردند و با آه و ناله پیش پدرشان بردند و گفتند: « پدر! یوسف را یک گرگ خورد، این هم پیراهن خونی اش! »

من یک گرگ هستم!

 پدر با ناراحتی و گریه گفت: « این چه گرگ مهربانی است که بدن پسرم را دریده؛ اما پیراهنش را پاره نکرده؟! حتماً دروغ می گویید.

من از دست آن پسران حیله گر خیلی عصبانی ام، چرا که با دروغ بزرگشان، گفتند که یکی از ما گرگ ها یوسف را خورده ایم. چقدر خوب شد که یوسف نجات پیدا کرد و آن دروغگویان رسوا شدند. 

 

 

 

 

خدایا من نمی دانم چرا بعضی از آدم ها به کار زشتِ دروغ گویی عادت دارند!

کاش همه انسان ها راستگو و درستکار بودند!

کاش من هم عبرت گیرم شما چه طور؟

ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : داستان ها , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز شنبه 14 آذر 1394 | درج محبت شما ()


به نام خدای زینب
روز ها می گذرند و این میان همه شادند
همه شادند از کشته شدن دشمن بزرگشان، حسین ابن علی
و چه زیبا از حسین انتقام گرفتند
با کار زیبای خود در تاریخ ثبت شدند
اتفاقات عجیبی این میان رخ داد
پاره کردن گلوی نوزادی شش ماهه
بریدن دست های کودکی هشت ساله
له کردن استخوان های نوجوان سیزده ساله با نعل اسب ها
خندیدن جلوی مردی تنها و غمگین با دلی پر ز خون
پاره کردن گوش دختر کوچولوهای تشنه
سیلی زدن صورتهایی که تنها نصف دست اندازه داشت
و دختر یک پادشاه که از بغض، دق کرد
چه زیبا اتفاق افتاد این جنگ کوچک
جنگی که تنها آسمانها و زمین را در بر گرفت
و چه کوتاه بود
ابد را بیمه ی خود کرد . . .

التماس دعا دوستای خوبم
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

دست نوشته ای از بهار آرزو در روز پنجشنبه 12 آذر 1394 | درج محبت شما ()
دل به عشق یوسف زهرا نهاده می رویم
از نجف تا کربلا پای پیاده می رویم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه
تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم
تا شوم زوار روز اربعینت آمدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم
همسفر با کاروان زینب کبری شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
کربلا یا کربلا یاکربلا یاکربلا
زینب خونین جگر برگشته از شام بلا
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
ای خدا پروانه ی قبر علی اکبر شدم
زائر هفتاد و دو آلاله ی پرپر شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
ممنون که برای شادی روح رفتگونتون و پدرم صلوات میفرستید

مربوط به دسته : مذهبی , 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از بی پلاک در روز سه شنبه 10 آذر 1394 | درج محبت شما ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی