با عرض سلام خدمت همه دوستان و سروران گرامی
امروز بعد از کلاس تفسیر موضوعی قرآن یک دفعه به خودم اومد
راستش قرآن برام مهم بود ها ولی راستش یه حرفایی امروز زده شد خودم توش موندم
آیا برابرند آنان که میدانند و آنان که نمیدانند؟
چرا در قرآن مکرر گفته شده !
خدا کنه دانسته هایمان موجب اطاعت از خدا بشه
به هر حال برای شما دوستان گل و خودم یک سامانه قرآن آنلاین فراهم دیدم که انشاالله مورد قبول باشد
دوستانی که از این سامانه خوششان آمد ممنون میشوم برای شادی روح پدرم صلوات یا فاتحه ای بخوانند
التماس دعا روی عکس یا لینک زیر کلیک کنید
ورود به قرآن آنلاین بسیار نفیس سایت پیش
مربوط به دسته : مذهبی ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : قرآن آنلاین متن فارسی و عربی همراه با ترجمه و خواندن آنلاین , rvHk Hkghdk , قران انلاین , قرآن آنلاین ,
این نرم افزار مخصوص گوشی های همراه می باشد که فرمتش جاوا بوده و روی اکثر گوشی ها قابل نصب می باشد. کتاب لهوف(سوگنامه کربلا) نوشته سید بن طاووس که یکی از معتبرترین مقتل ها در مورد امام حسین(ع) ویاران وی می باشد، دارای بخش هایی همچون: مسائلی که قبل از ماجرای کربلا به وقوع پیوسته، حوادث عاشورا، شهادت امام علیه السلام و یاران با وفایش، جریانات بعد از حادثه کربلا و ... می باشد.
کلافهای کاموا رو گذاشت روی پیشخون مغازه و با لحنی که ازش خجالت می بارید، گفت: «میشه پس بگیرید آقا؟ نمی خوام» مغازه دار هم یه نگاه معناداری بِهِش کرد و با انگشتش تابلوئی رو نشون داد که روش با خط خوش نوشته شده بود: «جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود». زن در حالی که دستش میلرزید و سعی میکرد کسی صداش رو نفهمه گفت: «می دونم ولی خواهش میکنم این بار رو از من پس بگیر.» مرد که دیگه توهین از نگاه و کلامش میبارید گفت: «خانم مگه خودت نخریدی؟! کور بودی مگه؟!! میخواستی نخری! عالم و آدم میدونن من جنس فروخته شده رو پس نمیگیرم.» زن که همچنان اصرار و التماس می کرد گفت: «خودم خریدم، دوستشون هم دارم، ولی آقامون مخالفه؛ گفته اینا زرق و برق داره و تو حق نداری از این چیزا بپوشی! حالا هم گفته تا پس ندی نیا خونه! خواهش میکنم پس بگیر» دیگه تقریبا همهی مشتریا متوجه این درخواست و انکار شده بودن. مغازهدار که کم مونده بود زن رو بندازه بیرون، زیر لب غرغر میکرد و تلاش میکرد خودش را نسبت به خواهشای اون بیتوجه نشون بده. فکر میکنم پول او کامواها کلا ده هزارتومن نمیشد ولی از اصرار اون طفلکی میشد فهمید که چقدر تحت فشاره. پلاستیک کامواها رو آروم هل میداد جلو که صاحب مغازه ببینه و یواش میگفت: «خیر از زندگیتون ببینین آقا! شوهرم آبروریزی میکنه. این بار رو قبول کنین....» مغازه دار هم هر چه از دهنش درومد گفت و پول رو کوبید رو پیشخون و گفت برو...» مونده بودم که اگر این خانم این همه التماس رو به شوهرش کرده بود بهتر نبود؟!! شاید هم شوهره برخوردش بدتر بوده از این مغازه داره؛ اینقدر که ترجیح داده ناسزاهای این مغازه دار رو به جان بخره و از شر دعوای شوهرش خلاص بشه...
واقعیت این هست که، انتظاری که در جامعهی ایرانی، بویژه در خرده فرهنگهای سنتیترش، از زن میرود با اختیارات آن سنخیتی ندارد. یک خانم ایرانی در این فرهنگها باید خانه داری با تمام پیچیدگی هایش را انجام دهد، در تربیت بچهها بکوشد، مردش را تیمار کن، از او به کانون خانواده پایبندتر باشد، بسیاری محرومیتهای اجتماعی و فرهنگی را به جان بخرد و عین حال اختیار هزینه کردن دههزارتومان را هم نداشته باشد؛ فاجعهآمیزتر این که لباس دلخواهش را به خاطر این که شوهرش مایل نیست، به کناری نهاده و نپوشد. جامعهای که این همه از زن انتظار دارد، باید کمی هم اختیاراتش را بیشتر کند. معنا ندارد که زن را «ضعیفه» و «بچهها» و در محترمانهترین صورت، «خانواده» خطاب کرده و از بردن نامش شرم داشت! ولی در همان حال، از او این همه انتظارات متنوع داشت....
منبع:
http://tiyam17.blogfa.com
این نرم افزار مخصوص گوشی های همراه می باشد که فرمتش جاوا بوده و روی اکثر گوشی ها قابل نصب می باشد. این كتاب از تالیفات محمد صادق نجمی بوده كه همانطور كه از نام آن برمی آید شامل سخنان امام حسین علیه السلام از شروع حركتشان از مدینه تا وقت شهادت می باشد .
چندی پیش سرکار خانمِ محترم بنده، می فرمودند که دلواپسی خاک خیس برای انسان کم شده! شاهدش را این می دانستند که به موضوعات علمی و نیز یک گروه خاص از انسان یعنی دانشجو و استاد توجه شده و انسان در کلّیتش خیلی مورد توجه نوشته های خاک خیس نیست. خود ایشان پیشنهاد می داد که برای توجه دوباره به انسان یکی از مشاهداتشان را بنویسم و من نیز تصمیم داشتم که چنین کنم. اما داستانکی که دوست گرامیم جناب انصاری برایم ایمیل کردند، هم اشکم را جاری کرد و هم کارم را راحت؛ چون شبیه همانی است که سرکار خانم میفرمودند. در ادامه و با اجازه از جناب انصاری، داستانک را می خوانیم:
«شب سردی بود …. پیرزن بیرونِ میوهفروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن … شاگرد میوه فروش تندتند پاکتهای میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت؛ و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه؟ … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو جدا کنه و ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم …. بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود ! پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت … چند قدم دور شده بود که یه خانم صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن جوانِ مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار …. پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر من … مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن …اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر ! زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد … پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت: پیر شی ننه …. پیر شی ! خیر بیبینی این شب چله مادر!»
منبع:
http://tiyam17.blogfa.com
با یک تعریف مفید و قابل فهم لوگو یعنی نماد و نشانه یک شرکت، کارخان، سایت، وبلاگ، رستوران یا هر چیزی دیگر.به طور مثال لوگو یه شرکت ایران خودرو به شکل یک اسب است و با این نماد و نشنه شناخته میشود. و در محصولات خود از آن استفاده میکند.
داشتن لوگو برای هر سایت ، مجموعه و شرکتی ضروری است در حقیقت لوگو هویت یک مجموعه و موجب شناخت آن در همه جا میشود و میتواند معرف نوع فعالیت آن مجموعه باشد البته ضرورتی هم ندارد که لوگو و آرم یک مجموعه با نوع فعالیت آن در ارتباط باشد مثل آرم بعضی از تولیدی های پوشاک و....
داشتن یک آرم و لوگو مشخص برای یک شرکت و حتی سایت در این زمان که تعداد شرکت ها سر به فلک میکشد و هر مجموعه نمادی برای معرفی خود میخواهد ضرورتی غیر قابل انکار است و البته وجود یک لوگو که با دقت و به طور حرفه ای طراحی شده باشد در بیننده آن لوگو تاثیر زایادی دارد و موجب میشود در خاطر آن فرد نقش ببندد و حتی موجب جلب توجه و جذب بیننده شود وبلعکس یه لوگو ی غیر حرفه ای تاثیری معکوس خواهد داشت پس طراحی لوگو توسط متخصص این کار ضروری است.
حال ما در اینجا نماد ها و نشانه ها را برای دسترسی آسان طراحان گرافیکی قرار داده ایم .
با یک تعریف مفید و قابل فهم لوگو یعنی نماد و نشانه یک شرکت، کارخان، سایت، وبلاگ، رستوران یا هر چیزی دیگر.به طور مثال لوگو یه شرکت ایران خودرو به شکل یک اسب است و با این نماد و نشنه شناخته میشود. و در محصولات خود از آن استفاده میکند.
داشتن لوگو برای هر سایت ، مجموعه و شرکتی ضروری است در حقیقت لوگو هویت یک مجموعه و موجب شناخت آن در همه جا میشود و میتواند معرف نوع فعالیت آن مجموعه باشد البته ضرورتی هم ندارد که لوگو و آرم یک مجموعه با نوع فعالیت آن در ارتباط باشد مثل آرم بعضی از تولیدی های پوشاک و....
داشتن یک آرم و لوگو مشخص برای یک شرکت و حتی سایت در این زمان که تعداد شرکت ها سر به فلک میکشد و هر مجموعه نمادی برای معرفی خود میخواهد ضرورتی غیر قابل انکار است و البته وجود یک لوگو که با دقت و به طور حرفه ای طراحی شده باشد در بیننده آن لوگو تاثیر زایادی دارد و موجب میشود در خاطر آن فرد نقش ببندد و حتی موجب جلب توجه و جذب بیننده شود وبلعکس یه لوگو ی غیر حرفه ای تاثیری معکوس خواهد داشت پس طراحی لوگو توسط متخصص این کار ضروری است.
حال ما در اینجا نماد ها و نشانه ها را برای دسترسی آسان طراحان گرافیکی قرار داده ایم .
با یک تعریف مفید و قابل فهم لوگو یعنی نماد و نشانه یک شرکت، کارخان، سایت، وبلاگ، رستوران یا هر چیزی دیگر.به طور مثال لوگو یه شرکت ایران خودرو به شکل یک اسب است و با این نماد و نشنه شناخته میشود. و در محصولات خود از آن استفاده میکند.
داشتن لوگو برای هر سایت ، مجموعه و شرکتی ضروری است در حقیقت لوگو هویت یک مجموعه و موجب شناخت آن در همه جا میشود و میتواند معرف نوع فعالیت آن مجموعه باشد البته ضرورتی هم ندارد که لوگو و آرم یک مجموعه با نوع فعالیت آن در ارتباط باشد مثل آرم بعضی از تولیدی های پوشاک و....
داشتن یک آرم و لوگو مشخص برای یک شرکت و حتی سایت در این زمان که تعداد شرکت ها سر به فلک میکشد و هر مجموعه نمادی برای معرفی خود میخواهد ضرورتی غیر قابل انکار است و البته وجود یک لوگو که با دقت و به طور حرفه ای طراحی شده باشد در بیننده آن لوگو تاثیر زایادی دارد و موجب میشود در خاطر آن فرد نقش ببندد و حتی موجب جلب توجه و جذب بیننده شود وبلعکس یه لوگو ی غیر حرفه ای تاثیری معکوس خواهد داشت پس طراحی لوگو توسط متخصص این کار ضروری است.
حال ما در اینجا نماد ها و نشانه ها را برای دسترسی آسان طراحان گرافیکی قرار داده ایم .

میدونی؟! گاهی دوست دارم چشمهام رو دربیارم و بگذارمشان توی لیوان
اونوقت برم زیر پتو و تا صبح یک دل ـ پیاز گریه کنم بدون اینکه سرخی چشمهام رو ببینی
و س ج ام کنی...
+ آینه هایی که واقعیت جامعه رو به خوبی منعکس می کنند...
bipelakam.mihanblog
نصف ایرانیا گوگل رو واسه جستجو مطالب مورد نظرشون استفاده می کنن
نصف دیگه هم واسه اینکه ببینن اینترنتشون وصله یا نه!

مربوط به دسته : بیشتر بدانیم از دورو ورمون ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : دقت کردین , گوگل ,
"خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"**
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛
مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛
و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.!** **
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند.
به نظرقحطی زده می آمدند.. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود
و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند.
اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند..**
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد.
خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"** **
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد.
آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!**
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند.
مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"** **
خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد!
می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"** **
مربوط به دسته : داستان ها , پندها و نصایح ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : روزی با خداوند مکالمه ای داشت: , یک مردِ روحانی , داستان , یک مردِ روحانی روزی با خداوند مکالمه ای داشت: ,
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاجی... همین...!!
مربوط به دسته : دل نوشته ها ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : چه رسم جالبیست ,
:: میلاد سرور بانوان هستی برتمامی بانوان مبارك
:: بهترین جمله ام نثار تو مادر
:: یکــدانه گـل بـاغ محـمد آمـد
:: مادرم روزت مبارک...
:: بسم الله الرحمن الرحیم
:: حجاب نزد فاطمه زهرا (س)
:: داستان داورى و مادرى
:: ولادت تکدانه گل حضرت رسول (ص)
:: مقام والاى مادر در قرآن
:: بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
:: دوربین مخفــــی
:: مکالمه مردروحانی باخـدا
:: فرهنگ لغت متفاوت !
:: جا کلیدی حساس به صدا
:: سه آرزوی جالب
:: دانستنی ها...
:: رتبه های اول ایران در کتاب گینس !!!
:: شایـــد...
:: شمع امید...





