با عرض سلام خدمت همه دوستان و سروران گرامی
امروز بعد از کلاس تفسیر موضوعی قرآن یک دفعه به خودم اومد
راستش قرآن برام مهم بود ها ولی راستش یه حرفایی امروز زده شد خودم توش موندم
آیا برابرند آنان که میدانند و آنان که نمیدانند؟
چرا در قرآن مکرر گفته شده !
خدا کنه دانسته هایمان موجب اطاعت از خدا بشه
به هر حال برای شما دوستان گل و خودم یک سامانه قرآن آنلاین فراهم دیدم که انشاالله مورد قبول باشد
دوستانی که از این سامانه خوششان آمد ممنون میشوم برای شادی روح پدرم صلوات یا فاتحه ای بخوانند
التماس دعا روی عکس یا لینک زیر کلیک کنید
ورود به قرآن آنلاین بسیار نفیس سایت پیش
مربوط به دسته : مذهبی ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : قرآن آنلاین متن فارسی و عربی همراه با ترجمه و خواندن آنلاین , rvHk Hkghdk , قران انلاین , قرآن آنلاین ,
شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.
شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون
شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم !
شما یادتون نمیاد؛ علامتی که هم اکنون میشنوید، اعلام وضعیت قرمز است
و معنا و مفهوم آن اینست که حمله هوایی انجام خواهد شد!
محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید
شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.
شما یادتون نمیاد؛ ستاره آی ستاره، پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟
دیدمش از اونجا رفت، اون بالا بالاها رفت، بالا پیش خدا رفت
خدا که مهربونه، پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من، که شاد نباشه دشمن
شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون، حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن
مربوط به دسته : دل نوشته ها ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
فردا پولو نمیخام خدا واقعا دوست دارممممممممممممممممممممممممممممم
ممنون نفسم عشقم خدای خوبم

از دو چشمام پولکای گریه میباره
عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره ه ه ه ه
عمو عبـــــاس بی تو بــابـــا تنها میمیره
عمو عبـــــاآآآآآس زانوهامو بقل میگیرم
عمو عباس بیا تا من برات بمیرم م م م م
چه سخته آدم با خونواده خودشم غریب بشه
دل شکسته آی حال داره هی بسوزونینش
صفا کنید ما ایستادیم فعلا ....
مربوط به دسته : دل نوشته ها ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : عمو عباس , حمید عمرانی ,
این پست ادامه پست های گذشته در باب تناقضات در آیین بهایی است:
هِی زور نزن حقیقت این است / آیین بهایی این چنین است!
حق بودن آن خیال باطل / نقش باطلش روی جبین است!
اندر شکمش پر از تناقض / آسمان آن روی زمین است!
گفتا که بُود کلام باطل / وَه! حاجی ما چه تیز بین است!
تناقض اول 
بهاءاله در صفحه ١٢ سطر ۵ میگوید عیسی احکام تورات را نسخ نمود و بعد به عنوان نمونه حکم سبت و طلاق را نام میبرد.
در صورتی که:
الف) مطابق آیه ١٧ باب ۵ انجیل متی که در زیر میآید هیچکدام از احکام تورات توسط عیسی نسخ نشدهاست. دقت فرمائید:" گمان نبرید که آمدهام تا تورات و صحف انبیا را باطل سازم. نیامدهام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم. زیرا هر آینه به شما میگویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطهای از تورات هرگز زایل نخواهدشد تا همه واقع شود. پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین خواهدشد!"
ب)
چنانچه آیه ۵۵ و ۵۶ باب ٢٣ لوقا بر این امر دلالت دارد که : "برگشته حنوط و
عطریات مهیا ساختند و روز سبت را به حسب حکم آرام گرفتند"
ج) و در
کتاب قاموس کتاب مقدس ذیل لغت "سبت" میگوید: "سبت حکم چهارم از احکام
عشره است و در فصل بیستم خروج آیه ٨ امر به حفظ او شد و مسیحیان قدیم سبت
یهود و نصاری هر دو را مراعات می کردند تا چهل سال بالاخره ترک کردند و
مجمع لاودکیه در سنه ٣۶۴ منع و ترک کرد".
بنابر این بهاء الله:
١- بر مسیح تهمت زده که او را ناسخ حکم سبت و طلاق دانستهاست.
٢-متناقض با ادعای خودش در عدم تحریف عهدین سخن گفته است زیرا حرف او بر خلاف نص صریح انجیل متی است.
٣-به یهودیان هم تهمت زده که علت اعتراضشان به عیسی نسخ تورات بوده است درحالیکه عیسی می گوید من نیامدهام تا حکمی از احکام تورات را نسخ نمایم.
۴-عملا به تحریف عهدین تن داده است زیرا حرفی زده که مغایر نصوص عهدین است.
تناقض دوم
در صفحه ۵ سطر ١٣ کتاب ایقان وقتی می خواهد عدد ایمان آورندگان به نوح پیامبر را ذکر کندمی گوید: "چهل نفس یا هفتاد و دو نفس" بودند...
نمونه دیگر در نوشته بهاءالله در صفحه ۶ سطر ٩ است وقتی می خواهد عدد سنوات دعوت حضرت هود را بنویسد می گوید : "به اختلاف اقوال..."
الف)
رای خداوند روشن است که مومنین به نوح دقیقا چند نفر بودند اگر چهل است در
کتاب الهی چهل ذکر میشود و اگر هفتاد و دو است هفتاد و دو گفته میشود.
این اختلافات مال بشر است که چون دسترسی به واقع عالم هستی ندارند به تردید
آمده یکی این قول را میگوید و دیگری قول دیگر را. یکی چهل میگوید و
دیگری هفتاد و آن دیگر عددی دیگر. بهاءالله بشری همچون دیگران است که چون
میخواهد مطلبی را بنویسد متکی بر اقوال مورخان، اختلافات روایات در سخن او
هم ساری و جاری میشود و ناگزیر میگوید: چهل نفس یا هفتاد و دو نفس...
ب)
اگر چنانچه شوقی گفته که این کتاب معجزه الهی است و میرزا ابوالفضل
گلپایگانی مدعی شده به الهام الهی بوده و حقایق را به عین الیقین میدیده
چرا مثل سایر نویسندگان بشری حرفهایش را از کتب تاریخی اقتباس کرده و همان
تردیدها و اختلافاتی که در آن کتب است به حرفهای او هم سرایت کرده و
ناگزیر شده در مورد سنوات دعوت هود بگوید :"به اختلاف اقوال..." ؟! و نیز
مانند همه نویسندگان بشری دچار انواع اغلاط ادبی و محتوائی شود به طوری که
در دو سطر دچار سه غلط ادبی و محتوائی شود: «صفحه ٨ سطر ١ - ٣ (ماء تکذیب
به جای آتش تکذیب ،آب عنصری به جای آب معنوی و مخمود به جای خامد) و تازه
این حجم از خطاها در کار نویسندگان رده سوم و چهارم کمتر دیده می شود چه
رسد به نویسندگان طراز اول بشری!
**قرآن کریم می فرماید : آنچه از ناحیه خدا نباشد در آن اختلاف (و تناقض) بسیار خواهند یافت....**
مربوط به دسته : مذهبی , بیشتر بدانیم از دورو ورمون ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : یکسری تناقضات در آیین بهایی , اثبات حقانیت شیعه ,
چندی پیش تصمیم گرفتم در مورد تناقضات در آیین بهایی مطلب بنویسیم. این قسمت دوم تناقضات است:
در کتاب اقدس چاپ تهران ص ۷۴ آمده است :
"کذلک رفع الله حکم دون الطهاره عن کل الاشیا"
(این چنین خداوند ، حکم پاک نبودن را از اشیاء برداشت.)
و در ص ۷۵ آمده است :
"قد انغمست الاشیاء فی بحر الطهاره فی اول الرضوان"
(هر آینه همه چیز در اول رضوان در دریای طهارت و پاکی غوطه ور شد)
اما گویا ایشان فراموش کرده اند که در جای دیگر کتاب اقدس نگاشته اند:
"و حکم باللطافه (بالطهاره) الکبری و تغسیل ما تغبر من الغبار و کیف
الاوساخ المنجمده و دونها، اتقوا الله و کونوا من المطهرین......طهروا کل
مکروه بالماء الذی لم یتغیر بالثلاث.ایاک ان تستعملوا الماء الذی تغیر
بالهواء او بشیء اخر"
(و حکم شده است به پاکی بزرگتر!!! و شستن آن چه
غبار گرفته تا چه رسد به چرک های جامد و غیر آن ، از خدا بترسید و از پاک
کنندگان باشید!!... هر چیز کثیفی را با آبی که رنگ و بو و مزه آن تغییر
نکرده است پاک کنید مبادا آبی را که بر اثر هوا یا چیز دیگر تغییر کرده به
کار برید.)(گنجینه حدود و احکام ۸۱)
سوالی که دوستان بهائی باید پاسخ گو باشند این است که مگر مسائل
نجاست و طهارت در اسلام چه ایرادی داشت که ایشان از یک طرف همه چیز را پاک
می دانند و از طرف دیگر می بینند نمی توان هر چیز پلید و کثیفی را پاک
دانست پس دستور می دهند با آب پاک!!! که مزه و بو و رنگش تغییر نکرده اشیاء
را پاک کنید و جالب تر این است که می گویند بر هر چیز پاکی میتوان سجده
نمود:
"قد اذن الله لکم السجود علی کل شیئ طاهر"
(گنجینه حدود و احکام ۲۶)
پس دو نکته قابل طرح است:
۱-
اگر همه چیز پاک است پس چرا در بحث سجده گفته شده بر هر چیز پاک !!!! می
توان سجده کرد. مگر چیز غیر پاکی هم طبق گفته اول از ص ۷۴ اقدس داریم؟؟؟
۲- آیا واقعا بر هر چیزی می توان سجده کرد؟؟؟؟؟
مربوط به دسته : مذهبی , بیشتر بدانیم از دورو ورمون ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : یکسری تناقضات در آیین بهایی , اثبات حقانیت شیعه ,
ما در دورانی زندگی می کنیم که 1400 سال با ابوبکر و عمر و عثمان و حضرت علی (ع) فاصله است ، زمان صدر اسلام نبودیم تا ببینیم کدام صحابه بهتر از دیگری بوده تا موظف باشیم بعد از پیغمبر، ازاو پیروی کنیم . نه علی (ع) را دیدیم و نه ابوبکر و عمر را .
اصلا کاری هم به فضایلی که از هر دو گروه نقل شده نداریم .
منِ جوان امروزی ، برای اینکه بتوانم راهم را درست انتخاب کنم چاره ای جز این ندارم که به بزرگان هر دو گروه شیعه و سنی ، بگویم : من که زمان پیامبر (ص) نبودم . عمر و ابوبکر و علی (ع) را هم ندیدم .
جناب آقای روحانی شیعه ، شما که می گویید علی (ع) از همه ی صحابه بهتر بوده چه دلیل و مدرکی داری ؟ آیا کتابی ، نوشته ای ، نواری ، مناجاتی ، دعایی از علی (ع) باقی مانده تا ببینم چقدر معرفت به خدا و خلق خدا داشته ؟ چه میزان علم و تقوا داشته ؟
جناب آقای روحانی سنی ، شما که از ابوبکر و عمر و عثمان اینقدر تعریف و تمجید می کنی آیا کتابی ، نوشته ای ، دعایی ، مناجاتی ... از این سه نفر باقی مانده تا من را قانع کند که این سه نفر این سخنان را گفته اند و اینقدر معرفت به خدا و خلق خدا داشته اند ؟
هر کسی را باید از آثاری که ازش باقی مانده بشناسم .
روحانی شیعه : بله از حضرت علی (ع) کتابی بسیار عظیم و بلند مرتبه به نام نهج البلاغه باقی مانده که مقداری از خطبه ها و نامه ها و جملات زیبای ایشان است برو این کتاب را بخوان تا علی (ع) را درست بشناسی که چه انسانی با چه فکر و اندیشه بوده .
دعاهایی هم مانند مناجات ایشان در مسجد کوفه ، مناجات شعبانیه ، و مهمتر از همه ، دعای کمیل باقی مانده که گفتگوی عارفانه و عاشقانه علی (ع) با خدای خودش هست . هر کس این دعا را بخواند می فهمد علی (ع) چقدر به خدایش معرفت داشته و رابطه ی عاشق و معشوقی به تمام معنا با خدا داشته .
هر کس این دعا را با دقت بخواند اسیر علی (ع) می شود . به خود می گوید چقدر زیبا با خدایش حال کرده !
قسمت هایی از مناجات حضرت علی با خدا در دعای کمیل :
خداى من و سید و مولاى من و پروردگارم گیرم كه بر آتش عذاب تو صبر كنم دوریت را چطور تحمل کنم ؟
گیرم كه در بر داغی آتش جهنم صبر کنم چطور چشم از لطف و كرمت بپوشونم ؟
چگونه در آتش دوزخ آرام گیرم با امیدى كه به عفو و رحمت بی منتهایت دارم ؟
خدایا آیـا می خوای آتش جهنم را بـر چهره هایی چـیره کنی که در بـرابـر بـزرگـی ات ســجده کردند ؟
و آیـا می خوای آتــشت رو بر زبـانــهایـی چــیره کنـی که صــادقـانـه زبـان یگانگی تو را می گفتند ؟
و آیا می خوای که آتـش را بـر دلـهایـی بفرستی که از روی یـقـین به خــــداونـدی تـو اعــتراف کرده انــد؟
حالا سوال از مولوی ها اهل سنت این جاست که شما برای من جوان امروزی ، از ابوبکر و عمر و عثمان چی دارید ؟ کتاب ، نوشته ، خطبه ، نامه ، مناجات ، دعا ، .... چی باقی مانده تا بشناسمش ؟
اگر این سه نفر از مقامشان از علی (ع) بالاتر است لطف کنید یک دعا از آنها بیارید که زیباتر از علی (ع) با خدا مناجات کرده باشند ! کتابی از آنها بیاورید که پرمغز تر از نهج البلاغه باشد ! محبت هر کس با دیدن آثار آن شخص در دلمان بوجود میاد آثار به جای مانده از ابوبکر و عمر و عثمان کو ؟
روحانی شیعه مدارکش را رو کرد منتظر مدارک روحانی سنی هستم
مربوط به دسته : مذهبی , بیشتر بدانیم از دورو ورمون ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : از حضرت علی (ع) دعای کمیل و ....به جای مانده از عمر و ابوبکر چی , اثبات حقانیت شیعه , امام علی , پیامبر اکرم , عمر , ابوبکر ,
متاسفانه وهابیت فقط آیاتی را می بینند و استفاده می كنند كه مقاصد آنها را تامین كند و برخی آیات را هیچ گاه نمی بینند .
اهل سنت هم به نوعی به این درد دچار هستند ( كامنت های پست قبلی گواه است )
مربوط به دسته : مذهبی , بیشتر بدانیم از دورو ورمون ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : جواب بسیاری از سوالات وهابیت از قرآن در عرض 2 دقیقه , اثبات حقانیت شیعه ,
یکی از ملاک های حقانیت و یا بطلان هر آئینی که ادعا می کند از جانب خداوند آمده است، آن است که در تعالیم آن دین، تناقض نباشد یا باشد. قرآن در باره ی خودش می فرماید: أفلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیراً( نساء : 82) باید به عرض عزیزان برسانم هم در آئین بابی و هم در آئین بهایی به تناقضات بسیاری بر می خوریم که گر عمری باشد به آنها خواهم پرداخت.
میرزا علی محمد باب در یکجا خود را ظهور خدا در جبروت بقا میداند که همه
به امر او خلق شده اند:
...فاشهد بانی ظهور الله فی جبروت البقا وبطونه فی غیب العمی وجمال القدم
فی ملکوت البها وساذج الروح فی قمیص الاعلی وکل خلقوا بامری ویطوفون
فی حولی وکل بامری لمن الغافلین...
(اشراق خاوری .گنج شایگان.124 بدیع.ص80 )
ودر جای دیگر با خوردن یک سیلی از همه ادعاهای خود دست بر داشته ومی گوید:
"...این بنده را مطلق علمی نیست که منوط به ادعایی باشد..."
(توبه نامه باب به خط او موجود در اسناد کتابخانه مجلس شورا)
مربوط به دسته : مذهبی , بیشتر بدانیم از دورو ورمون ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : یکسری تناقضات در آیین بهایی , اثبات حقانیت شیعه ,
نقل
است که شبی نماز مغرب به امامت خلیفه دوم عمربنخطاب (لعنة الله علیه)
اقامهمیشد ولی وی در طول نماز هیچ کلمهای بر زبان نیاورد.
پس از پایان نماز از او در این باره سؤال میکنند (و به نقلی میگویند: ای امیرالمؤمنین! آیا در دل خواندی؟)
او در پاسخ از سفر ذهنی اش به شام در هنگامهی نماز سخنمیگوید! پس از آن البته تصمیم میگیرند که نماز را اعادهکنند. (١)
اگر این عمل از پیش نمازی ساده سربزند هرگز بر او اقتدا میکنید؟
حال قضاوت چگونه است در مورد کسی که بر مسند جانشینی پیامبر و خلیفه مسلمین تکیهزده و اینگونه عملمیکند؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
١ـ السنن الکبرى - البیهقی - ج ٢ - ص ٣٨٢
(
وقد أخبرنا ) بحدیث إبراهیم والشعبی أبو نصر عمر بن عبد العزیز بن قتادة
أنبأ أبو محمد بن إسحاق بن شیبان البغدادی الهروی بها أنبأ معاذ بن نجدة
ثنا کامل بن طلحة ثنا حماد بن سلمة عن حماد بن أبی سلیمان عن إبراهیم
النخعی ان عمر بن الخطاب رضی الله عنه صلى بالناس صلاة المغرب فلم یقرأ
شیئا حتى سلم فلما فرغ قیل له انک لم تقرأ شیئا فقال إنی جهزت عیرا إلى
الشام فجعلت أنزلها منقلة منقلة حتى قدمت الشام فبعتها وأقتابها وأحلاسها
واحمالها قال فأعاد عمرو أعادوا * ( وأنبأ ) أبو نصر أنبأ أبو محمد بن
إسحاق البغدادی أنبأ معاذ بن نجدة ثنا کامل ثنا حماد عن أبی حمزة عن
إبراهیم ان أبا موسى الأشعری قال یا أمیر المؤمنین أقرأت فی نفسک قال لا
قال فإنک لم تقرأ فأعاد الصلاة *
مربوط به دسته : مذهبی , بیشتر بدانیم از دورو ورمون ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : سفر ذهنی خلیفه دوم ملعون به شام!! , اثبات حقانیت شیعه , امام علی , پیامبر اکرم ,
یادش بخیر تابستون یکی از دوستان صمیمیم از تهران با خانوادش اومده بودن شیراز چند روزی خونمون موندنو کارایی که شیراز داشتنو انجام دادن و بعد از چند روز تصمیم گرفتن برگردن شهرشون و حدودا ساعت ۱۱ صبح بود که زدن به جاده و رفتن.
بعد از یک ساعت بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت حدودا ۵۰ کیلومتر از شهر خارج شدم و دارم میرم به طرف تهران و ان شاالله فردا به تهران میرسیم منم بهش گفتم همین الان برگرد که کار مهمی باهات دارم.
گفت چه کار مهمیه مگه؟ گفتم خیلی مهمه تو فقط برگرد تا بهت بگم، گفت خب تلفنی بگو اخه هوا خیلی گرمه و حوصله برگشتن ندارم در ضمن تهران کارای مهمی دارم که باید بهشون فردا رسیدگی کنم.
منم گفتم نه نمیشه همین الان برگرد گفت خب بعدا بگو منم پامو کرده بودم توی یه کفشو میگفتم نه نمیشه باید برگردی اون بیچاره هم توی اون هوای گرم با ماشین بدون کولرو مدل پایینش دوباره برگشت و اومد.
خونمون وقتی منو دید خیلی مشتاق بود که این کار بزرگ بهش بگم و منم با همه وجودم بهش گفتم دوستت دارم.
ولی نمیدونم چرا مثل دیوونهها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم گفت:
همین؟ منم گفتم: آره! گفت: تو که قبلا هم بهم اینو گفتهبودی؟
گفتم خب الان رسمیتر گفتم دیگه!
خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوستدارم. خانوادش که می خواستن منو خفهکنن ولی باور کنید، دوست داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم.
واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل به دور بوده، نظر شما چیه؟
آره اگه حقیقت و بخواید هیچ عقل سالمی اینو قبول نمیکنه که من این دوستم و خانوادشو را توی این گرما اذیت کنم تا فقط بهش بگم دوستت دارم. 
پس چطور حرف اهل سنت رو باور کنیم که میگن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم ۱۲۰ هزار نفر رو توی صحرا و زیر نور افتاب سه روز نگهداشت و آخرش به حضرت علی علیه السلام فرمود: علی جان من تو رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟ و علی أبن أبی طالب دوست من است !!!!!
من که عقلم قبول نمی کنه.
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین علیهم السلام
مطالب مرتبط در : پیامبر اکرم / غدیرخم / امام علی / اثبات حقانیت شیعه , اثبات حقانیت شیعه , امام علی , غدیرخم , پیامبر اکرم ,
درمیان مردم معمول
است که بعضی روزهارا روزی سعد ومبارک وبعضی از روزه ها را روزی نحس وشوم
می پندارند
و طبق همین عقیده وایده خود، برنامه های زندگی خود را تنظیم می
کنند که چه زمانی مسافرت کنند وچه روزی پیوند مشترک زندگی بیندند، از این
قبیل رسم ورسوم درجامعه وجود دارد ، قبل از همه چیز باید مراجعه کرد به
گزارههای دینی که چه سخنی در این زمینه دارد ؟
سوال این است که چه روزی نحس وچه روزی سعد و مبارک بر شمردهشده است؟
و این اعتقاد عمومی تا چه حد در اسلام پذیرفتهشده است؟
و یا چه حد از گزاره های اسلامی و دینی گرفتهشده است ؟
نحس چیست؟
نحوست
به روز ویا مقداری از زمانی گفته می شود که درآن به غیر از شر وبدی،
حادثه ای رخ ندهد اعمال آدمی ویا حد اقل نوع مخصوص از اعمال برصاحب عمل
برکت ونتیجه خوبی نداشته باشد ، وسعادت روز ، برخلاف این است.
١- ازنظرعقل:
حقیقت این است که ازنظرعقل ما نمی توانیم برسعادت روزی از روزها ویا زمان
از زمانها ویا نحوست آن اقامه برهان کنیم ، چون طبیعت زمان ازنظر مقدار
طبیعی است که اجزا وابعاضش یک چیز و مثل هم هستند ، پس ازنظرخود زمان
فرقی میان این روز و آنروز نیست تایکی را سعد ودیگری را نحس بدانیم ، چون
ازنظری عقلی همه زمانها یکی است واقامه برهان مشکل است .
اما ازنظر
گزاره های دینی نامی نحوست ایام آمده ، که می فرماید : انّا ارسلنا علیهم
ریحاًصرصراً فی یوم نحس مستمرّ (قمر19) ماتندبادی وحشتناک وسردی رادریک
روزشوم مستمر برآنها فرستادیم .
در جای دیگر می فرماید : فأرسلنا علیهم
ریحاً صرصراً فی ایّام نحسات (16 فصلت) هرچند ازسیاق داستان قوم عاد که
این دو آیه مربوط به آن است ، استفاده می شودکه نحوست وشئامت مربوط به خود
آن زمانی است که در آن زمان « باد » به عنوان عذاب
برقوم عاد وزیده ، وآن زمان هفت شب و هشت روز پشت سرهم بوده، که عذاب الهی
به طوری مستمر برآنان نازل می شده اما برنمی آید که این تأثیر و دخالت
زمان به نحوی بوده که با گردش هفته ها دوباره آن زمان نحس برگردد، واین
معنا به فرموده علامه طباطبایی به خوبی ازآیات استفاده می شود و اگرنه همه
زمانها نحس می بوده[1]
٢- اما در روایات بسیار
زیاد درباره سعد و نحس ایام هفته سخن گفته شده است ؛ درکتاب بحارالانوار
احادیثی زیادی نقل شده ولی بشتر این احادیث ضعیف است .و حوادثی که درآن
واقع شده تفسیرشده ؛ مثلاً درروایات ازامیرالمومنین علی (علیه السلام) می
خوانیم: شخصی ازایشان درخواست کرد تا درباره روز « چهارشنبه » وفال بدی
که در آن می زنند وسنگینی آن بیان فرمایند که منظور کدام چهارشنبه است .
امام
فرمود: « منظور چهارشنبه آخرماه است که درمحاق ( سه روز آخرماه را محاق
گویند که ماه در این سه روز دیده نمی شود) اتفاق افتد،» . ودرهمین روز
قابیل برادرش «هابیل » را کشت و خداوند دراین روز چهار شنبه؛ تندبادی را
برقوم عاد فرستاد ولذا بسیاری ازمفسران روز چهار شنبه آخرماه را روز نحس می
داند ، البته باپیروی ازروایات [2] مانند روز رحلت پیامبر (صلی الله علیه
وآله)؛روز شهادت امام حسین (علیه السلام)؛ انداختن ابراهیم(علیه السلام)
درآتش [3]
اما در برخی رویات می خوانیم که روز اول ماه روز سعد
ومبارک است ، چراکه آدم درآن آفریده شد وهم چنین روز 26 رامبارک دانسته،
چرا که خداوند دریا رابرای حضرت موسی (علیه السلام) شکافت یا اینکه درمورد
نوروز حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم که فرمود: روزی مبارکی
است وکشتی نوح برکوه جودی قرار گرفت وجبریل برپیامبراسلام (صلی الله علیه وآله) نازل شد، و روزی است که امام علی (علیه السلام) بت های کعبه را شکست. [4]
٣- این نکته نیز قابل دقت است که بعضی درمسأله سعد و نحس ایام بسیار افراط و تفریط کردهاند،
۴- مسأله توجه به سعد و نحس ایام علاوه
براینکه غالباً انسان را به یک سلسله حوادث تاریخی آموزنده رهنمون
میکند، عاملی برای توسل وتوجه به ساحت اقدس الهی هم است ، لذا درروایات
متعددی میخوانیم : در روزهای که نام نحس برآن گزارده می شود ، می توانید
بادادن صدقه وخواندن دعا ، وقرائت قرآن واستمداد ازلطف الهی و توکل دنبال
کارها بروید [5]
معانی مبارک
مبارک : بابرکت
، برکت یافته ، خجسته ، مبارگ باد «کلمه دعا» خجسته باد، فرخنده باد،
وگاهی صفت واقع می شود مانندرمضان المبارک ویکی از32 نام قرآن است ، کتاب
انزلناالیک مبارک. [6] یا کلمه مبارگ ازمصدر مبارکه باب مفاعله از ثلاثی
مجرد برکت است، وبه معنای خیربسیار . مبارک به معنای محلی است که خیر
کثیردرآن جا افاضه شود واین کلمه در برکات دنیوی واخروی استعمال می شود
.[7] راغب درمفردات می گوید: اصل کلمه (برکت ) و (برک) به فتح باء به
معنای سینه شتر است ولکن درغیر این معنانیز ذکر می شود، برکت ثبوت خیر
خداوند است درچیزی ؛اگر فرموده (لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض ،
اعراف ،92 ) برای این بود که خیرها درزمین وآسمان جای گرفت همچنانکه آب
دربرکه جای می گیرد، ومبارک چیزی است که این خیردرآن باشد، وبه همین معنا
است آیه « هذاذکرمبارک انزلناه» پس می گوید ازآنجای که خیرات الهی از مقام
ربوبیتش بطور نا محسوس صادر می شود ومقدار وعدد آن هم قابل شمردن نیست ،
لذا به هرچیزی که دارای زیاده غیرمحسوس است می گوید : این چیز مبارک
ودارای برکت است.
پس بنا براین برکت به معنای خیری است که درچیزی
مستقرشده ولازمه آن گشته باشد، مانندبرکت درغذا که به معنای سیرکردن
افرادی بشتری است،پس مقصود ازبرکت درلسان دین آن چیزی است که درآن
خیرمعنوی و یا حسی منتهی به معنوی است ویامادی که منتهی به معنوی است
مانند آن دعای که ملائک درحق ابراهیم کرد: (رحمةالله وبرکاته علیکم اهل
البیت، هود؛ 73 )رحمت وبرکات خدا مخصوص شما اهل بیت رسالت است که مراد برکت
، دین وقرب خدا وسایرخیرات گوناگون معنوی ، نیز برکت حسی مانند مال وکثرت
بقای نسل ودود مان وسایر خیرات مادی است که برگشت آن به معنویات
میباشد[8]
اسمامی مبارک در قرآن
١-کعبه؛ (انّ
اوّل بیت وضع لناس للذی ببکة مبارکة هدی اللعالمین ،آل عمران ،96 ) درآیه
فوق قرآن کریم می فرماید اگر کعبه به عنوان قبله مسلمانان انتخاب شده است
، جای تعجب نیست ، زیرا این نخستین خانه توحیداست وباسابقه ترین معبدی
است که درروی زمین وجود داردوهیج مرکزی پیش از آن مرکز نیایش وپرستش پرور
دگار نبوده ، خانه ای است برای مردم وبه سود جامعه بشریت درنقطه ای که
مرکزاجتماع ومحلی پربرکت است ، ساخته شده است [9] کعبه ازاین جهت مبارک
است که هم ازنظرمعنوی وهم ازنظری مادی دریکی از پربرکت ترین سرزمینهای
جهان است، برکات معنوی این سرزمین وجذبه های الهی وتحرک وجنبش و وحدت که
درپرتوی آن مخصوصاً مراسم حج به وجود می آید برهیچ کس پوشید ه نیست اگر
تنها به جنبه های صوری (ظاهر) آن مراسم حج اکتفا نشود وروح فلسفه آن زنده
گردد، آنگا برکت واقعی آن آشکار خواهد بود. از نظرمادی با اینکه سرزمین
خشک وبی آب علفی است وبه هیچ وجه ازنظری طبیعی مناسب نیست ، ولی درطول
تاریخ یکی ازشهرهای آباد وپرتحرک ویک مرکزآماده برای زندگی وحتی برای
تجارت است [10]
٢-حضرت عیسی علیه السلام؛ درسوره مریم
می خوانیم : جعلنی نبیّاً وجعلنی مبارکاً ؛ مریم 31 ) مراپیامبر
قرارداده مرا (هرجا که باشم ) وجود پربرکت قرارداده. معنای مبارک بودنش هر
جا که باشد این است که محلی برای هربرکت باشد وبرکت به معنای نموّ
وخیراست ، یعنی او برای مردم منافع بسیار دارد علم نافع به ایشان می آموزد
، به عمل صالح دعوت شان می کند وبه ادبی پاکیزه تر تربیتشان می کند، ونا
بنا وپیس را شفا می دهد وضعفارا تقویت ویا ری می کند وقلدران وزورگویان را
اصلاح می کند [11]
٣- زیتون : درسوره نور آیه 35 می
خوانیم : یوقدمن شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیه ولا غربیه ؛ اشاره به ماده
انرژی زای فوق العاده و مستعد برای چراغ است ، چراکه روغن زیتون که از
درخت پربار وپربرکتی گر فته شود یکی از بهترین روغنهای برای اشتعال است
آنهم درختی که تمام جوانب آن به طوری مساوی درمعرض تابش نور آفتاب باشد
نه در جانب شرق باغ ونه درجانب غرب باغ که تنها یک سمت ان آفتاب بیبند .
[12] زیتون درختی است پربقا هزار سال عمر می کند در قرآن بسیار ازآن تجلیل
شده درسوره تین سوگند به آن یاد شده زیتون غذای پیامبر بوده ، ونزد
پیامبر از بهترین غذا شمرده می شد، حضرت علی (علیه السلام) بسیار ازآن
تناول می نموده .، تأ کید پیامبر برای این است که تناول روغن زیتون برای
اعصاب خوب است ونشاط آور می باشد .[13]
۴- بقعه حضرت موسی علیه السلام: سوره
قصص آیه 30 ؛ آمده: فلمّا آتا های نودی من شاطئ الواد الا یمن فی البقعة
المبار کة من الشجر ة ان یاموسی انّی انا الله ربّ العالمین ) هنگام که
به سراغ آتش آمد ؛ از کرانه راست درّه درآن سرزمین پربرکت ازمیان یک درخت
ندا داده شد که : ای موسی منم خداوند ؛ پروردگار جهانیان.
بقعه به
معنای قطعه زمین است که به شکل زمین های اطرافش نباشد . بقعه مبارکه قطعه
ونقطه ای مخصوص است از «کناره سمت راست وادی » که در آن درختی قرار داشت و
ندای یا موسی از آن درخت برخواست . ومبار گ بودنش به همین خاطراست که
ندای الهی وتکلم او باموسی درآن جا واقع شد واز این را ه شرافتی یافت ؛
وموسی به خاطر همین شرافت وقداست مأمور شد کفش خود را بکند همچنان که
فرمود: فاخلع نعلیک انّک باالواد المقدّس طوی ( طه 12 ) نعلین خودرا بکن
که تو دروادی مقدس طوایی هستی.[14]
درضمن مسجد الاقصی نیز مبار ک شمرده شده است
ومعلوم است که مبارک بودن آن جزبرای این نبوده که خدای متعال خیرکثیر درآ
ن سرزمین قرار داده بود ومنظور از خیرکثیرجزآقامه دین واز بین بردن شرک
نمی تواند باشد [15] جمله «بارکنا حوله » بیان گر این مطلب است که مسجد
الاقصی علاوه بر اینک خود سرزمین مقدس است اطراف آن نیز سرزمین مبارک
وپربرکتی است واین ممکن است اشاره به برکات ظاهری آن بوده باشد ، چرا که
می دانیم ، درنطقه ای سرسبز وخرم مملواز درختان وآبهای جاری وآبادیهای
واقع شده است ، ونیز ممکن است اشاره به برکات معنوی آن بوده باشد زیرا این
سرزمین مقدس درطول تاریخ کانون پیامبران بزرک خدا ؛ خاستگاه نور خد پرستی
وتوحید بوده است .[16]
۵ - باران : انزلنا من السما ء ماءً مبارکا فأ نبتنا به جنّت وحبّ الحصید ( ق 9 )
۶ - قرآن کریم : هذا کتاب انزالنا ه مبارک ( انعام 92 -155 )
٧ - شب قدر (زمان ) والکتاب المبین انّا انزلناه فی لیلة المبارکه .(دخان آیه ، 2،3 ) که مراد شب قدر است .
بنا
براین می توان نتیجه گرفت که ایام نحس درهمان زمان قوم عاد بوده دیگر
قابل تکرار نیست آنچه که در بین مردم رواج افتاده ازنظری دینی حجیت
ندارد؛ وزمان مبارک (شب قدر) قابل تکرار است ، زیرا شواهد و دلایل وجود
دارد که شب قدر درهرسال تکرار می شود؛ علاوه برزمان همانطوری که ملاحظه
کردید مکان (کعبه وبقعه موسی ) هم مبارک وبابرکت درقرآن کریم ذکرشده وهمین
طور انسان( حضرت عسی) ،درخت( زیتون) ، باران وقرآن کریم به عنوان منشأ
خیروبرکت نام برده شده است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] علامه طباطبایی ، ترجمه المیزان ، ج 19،صص115 ،117
[2] - تفسیر نمونه ، ج23 ، ص44
[3] - ترجمه المیزان ؛ ج19 ؛ ص117
[4] - تفسیرنمونه ، ج 23 ، ص44
5 – تفسیر نمونه ، ج23 ،ص45
[6]- دهخدا؛ لغت نامه
[7] - ترجمه المیزان ، ج 3 ص 542
[8] - ترجمه المیزان ، ج 7؛ ص389
[9] - تفسیرنمونه ، ج3 ؛ ص9
[10] - تفسیر نمونه ؛ ج3 ؛ ص14
[11] - ترجمه المیزان ، ج14 ، ص 61
[12] - تفسیرنمونه ، ج14، ص 477
[13] - دایرة المعارف جامع اسلامی ؛ ج6 ؛ ص119
[14] - ترجمه المیزان؛ ؛ ج 16 ؛ ص 44
[15] - تر جمه المیزان ؛ ج 5 ؛ 469
[16] - تقسیرنمونه ؛ ج13؛ ص10
















مربوط به دسته : بیشتر بدانیم از دورو ورمون , پندها و نصایح , مذهبی ,
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مطالب مرتبط در : آیــا سـیــــزده نــــحــــــــس اســـــت ؟ ,
:: میلاد سرور بانوان هستی برتمامی بانوان مبارك
:: بهترین جمله ام نثار تو مادر
:: یکــدانه گـل بـاغ محـمد آمـد
:: مادرم روزت مبارک...
:: بسم الله الرحمن الرحیم
:: حجاب نزد فاطمه زهرا (س)
:: داستان داورى و مادرى
:: ولادت تکدانه گل حضرت رسول (ص)
:: مقام والاى مادر در قرآن
:: بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
:: دوربین مخفــــی
:: مکالمه مردروحانی باخـدا
:: فرهنگ لغت متفاوت !
:: جا کلیدی حساس به صدا
:: سه آرزوی جالب
:: دانستنی ها...
:: رتبه های اول ایران در کتاب گینس !!!
:: شایـــد...
:: شمع امید...





